پاسخ به شبهه دوم
شبهه دوم:
« در صفحه 21 » و به وسیله ایمان به میانجی موعود که بنابر سایر آیات تورات و آیات باهرات انجیل یسوع مسیح است توبه آدم مقبول درگاه اله گشته و عفو وگناه و نجات خود را به همان وسیله حاصل نمود نه به آن طریقی که در کتب احادیث محمدیان به گریه و زاری و طواف کعبه نقل شده است [i] .
جواب :
کشیش نبیل این حرف را مقدمه قرار داده است برای ابطال شرایع و احکام ! و مردم را در حد بی فکری خودشان قلمداد کرده و هیچ اقدامی انجام نداده اند و در این موضوع اقتدا به دو امام خود یعنی پولس و لوطر نموده اند و پولس در آیه 10 باب سوم از رساله خود به غلاطیان در باب اسقاط تکالیف چنین نوشته است :
زیرا جمع آنانیکه از اعمال شریعت هستند تحت لعنت می باشند زیرا مکتوبست : ملعون است هر که ثابت نماند در تمام نوشته های شریعت تا آنها را به جا آورد * اما واضح است که در حضور خدا از شریعت عادل شمرده نمیشود زیرا که عادل به ایمان زیست می کند * اما شریعت از ایمان نیست بلکه آنکه به آنها عمل می کند در آنها زیست می نماید * مسیح ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما مورد لعنت شد چنانکه مکتوب است که ملعون است هر که بر دار آویخته شود.
می بینی که کلمات نوشته شده در حذف تکالیف صریح هستند و مملو از اطمینان هستند. اما اقوال لوطر کاتلک هرلد اقوال لوطر را در « صفحه277 » چنین نقل کرده است :
قول اول آنکه طبع انسان مثل اسب می ماند که اگر راکب او خدا باشد موافق اراده خدا راه میرود و اگر شیطان راکبش باشد مثل شیطان راه میرود و از خود راکب تبعیت نمی کند بلکه در بدست آوردن راکب تلاش می کند و هر که سوارش شد بر او مسلط خواهد بود.
قول دوم زمانیکه در کتب مقدسه فرمان یافت بشود که این امر را به جا آورید پس شما بدانید که آن کتب شما را به عدم انجام آن فعل حسن فرمان می دهد چون تو قادر بر انجام آن فرمان نیستی .
موءلف گوید : این دو قول صریح علاوه بر حذف تکالیف در جبر هستند ! و کشیش طامس انگلیسی کاتلک « در صفحه 33 » از کتاب خود المسمی بمرآت الصدق المطبوع سال 1851 مسیحی در حالت طعن بر فرقهء پروتستنت چنین نوشت : وعاظ قدیمی ایشان این اقوال مکروهه را به ایشان تعلیم دادند :
اول آنکه خدا ایجاد کننده عصیان است .
دوم آنکه انسان بر اجتناب از معصیت مختار نیست .
سوم آنکه عمل بر اشیاء عشره[ii] ( یعنی احکام عشره ) غیر ممکن است .
چهارم آنکه گناهان کبیره اگرچه بسیار بزرگ هم باشند موجب نقصان انسان در نظر حق نمیشوند .
پنجم آنکه ایمان فقط موجب نجات انسان است زیرا که ما فقط مخاطب به ایمان گردیده ایم و این تعلیم بسیار نافع و مملو از اطمینان است .
ششم آنکه اب اطلاح الدین ( یعنی لوطر ) گفت ایمان بیاورید و این بس است و از روی یقین بدانید که از برای شما نجات حاصل خواهد شد بدون مشقت روزه و بدون معونت و یاری تقوی و پرهیزکاری و بدون مشقت اعتراف و بدون مشقت امور حسنه شما را نجات خواهد داد اگرچه روزی هزار مرتبه مبتلا به زنا و قتل بشوید و ایمان بیاورید ! من به شما می گویم که ایمان شما را نجات خواهد داد .
پس این اقوال در حذف تکالیف و جبر صریح هستند ! این کشیش به جهت متابعت از این دو امام و رئیس ، این مطلب را مقدمه تعطیل شرایع قرار داده و به زعم خود می خواهد اثبات کند که گریه و زاری و طواف و امسال آن از اعمال بی مصرف هستند و فائده ندارند و همان امر قلبی و محبت باطنی به کار میاید چنانکه خودشان شرایع را ترک کردند که ما محبت باطنی داریم و صوفیه اسلام هم از ایشان مذهب تعطیل و اباحه را یاد گرفتند و همانطور که میدانید به همان ذکر و فکر قلبی و معرفت مرشد اکتفا کردند ! نفوس سرکش و گنهکار و قلوب سنگدل و تیره که بندگی و عبودیت برایشان مشکل است این را را خوب می پسندند و از روی رغبت می روند و خوب می شمارند و این راه خلاف دین جمیع پیغمبران و آئین آنها است و خلاف دین عیسی نیز هست و هرگز آن حضرت امر به ترک احکام نفرمودند و تهمت بر او می بندند .
پس می گوییم باالله التوفیق که عبادت ظاهره خالی از این نیست یا مطلقا" نفعی به همه مردم ندارد و به هیچ وجه به کار نمی آید و یا اینکه نفعی دارد و ثمری بر او ترتیب داده شده ، اگر هیچ نفعی ندارد و هیچ ثمری بر آن قرار داده نشده پس از چه جهت جناب موسی این تورات را به این بزرگی آورده است و این همه شرایع و احکام حلال و حرام و حدود در آن بیان فرموده است ؟ و نمی توانند بگویند که حضرت موسی کار بیهوده کرده است و هیچ ثمری ندارد چون حضرت موسی پیغمبر خداست و قول او قول خداست و تورات در نزد شما کتاب خداست و خدا کار لغو نمی کند پس نمی شود گفت که شرایع و احکام مطلقا بی فایده هستند پس ثمر و فایده دارد و ثمرات و فواید شرایع خالی از این نیست که یا به خدا یا به خلق نفع رسانند که غیر از خدا و خلق کس دیگری نیست اما خدا که بالبداهه غنی از خلق و از اعمال خلق است و در این مساءله شک و شبهه ای نیست ! چونکه قدیم او بود و خلقی نبود و خلق را از راه جود و کرم آفرید پس نتیجه اعمال ما به درد خداوند نمی خورد و نفعی به او نمی رساند که البته غنی از نفع و ضرر است :
اِن اَحسَنتُم اَحسَنتُم لِانفُسِکُم وَ اِن اَسَاتُم فَلَها [iii]
پس باید نفع به خلق داشته باشد و خلق به مقتضای عمل از آن بهره مند شوند و همان نفع بردن از ثواب است ، و نفع غذای صالح خوردن عافیت است و ضرر غذای مسموم خوردن مرض و درد و رنج و مردن است ، و این مطلب بدیهی است که نفع درست کرداری راحتی است و ضرر بدکرداری رنج است و این مطلب محسوس است که ثمره محبت همسایه و سایرین محبت دیدن از او و ایشان است و ثمره عداوت ، عداوت دیدن از خلق خدای حی است بطوریکه رفتار عدل و انصاف باعث امنیت بلاد و راحتی خلق است و رفتار ظلم و بی انصافی باعث فساد بلاد و رنج خلق است :
بالعدل قامت السموات و الارض – اِنَّ الله یَامُرُ بِالعَدلِ وَ الاِءحسانِ الایه [iv]
انکار ثمره اعمال انکار بدیهیات و محسوسات است اعمال ثمر دارند . غیر محال است و مراد پیغمبران که در خصوص اعمال ظاهر است چیزی نیست مگر بیان صلاح و فساد خلق در دنیا و عقبی و بعضی مصلحتها محسوس است و نفعش به چشم دیده می شود و بعضی به گوش شنیده می شود و به حواس ظاهره فهمیده می شود و بعضی نفعش معقول است و به حواس ظاهره فهمیده نمی شود لیکن عقول می فهمند مثلا" ثمره رضا به قضای الهیه باعث راحتی جان است و رفع اضطراب قلبی امری است که به حواس ظاهره فهمیده نمی شود ولیکن به وسیله عقل ، فهم و درک می شود و همچنین بعضی ثمره ها نتیجه اعمالی است که ربطی به اوضاع ظاهر ندارد مثلا" زنا باعث ایجاد طاعون[v] می شود و یا ظلم باعث کوتاهی عمر می شود و آن ثمره هائیکه خدا در تورات بیان کرده است برای تهدید و ترساندن بنی اسرائیل بیان فرموده است . نزول بلاها ثمراتی است که به وسیله حواس ظاهره سنجیده نمی شود ولیکن ثمره اعمال است و همچنین نفعها برای اعمال است به این دلیل که در تورات ثبت است و اگر اعمال بی ثمر می بود می بایستی که این ثمرها در آنها نباشد و انکار ثمره اعمال انکار کل تورات و شرایع انبیاست.
پس معلوم شد عمل ثمرها دارد و از عمل به اوامر خدا بلاها رفع می شود و عافیتها و صحتها در خلق پیدا می شود ! و نسل زیاد می شود ، عزت و دولت زیاد می شود ! و از معاصی و ارتکاب به گناهان ، خوفها و قحطی ها و بلاها و ذلتها برای خلق ایجاد می شود چنانچه هر عاقلی اینها را دیده می داند.
پس ثابت و محقق گردید که اعمال دارای تاثیرات می باشند و این هم از بدیهیات است که عامل اعمال ارواح مردم است نه بدنهای بدون حس و شعور ! نمی بینی شخصی که مرد دیگر بدنش حس و شعور و فعلی ندارد پس بدن بی حس و شعور عامل عملی نیست و عامل عمل روح است حال که روح عامل است اگر مومن شد و از خدا خائف و ترسان و به خدا امیدوار شد و صاحب محبت خدا شد و خدا را دوست داشت عمل به مقتضای امر و نهی خدا می کند و اگر کافر شد و نترسید ،امیدوار نشد و دشمن گشت و خدا را دوست نداشت و مخالفت می کند .
پس اعمال ظاهره دلیل حقایق باطنه است و یقین هر کس و نیت هر کس از عمل او ظاهر می شود پس روح عمل می کند و بدن مظهر آن عمل می شود و حرکات بدن دلیل حرکات روح است پس معلوم شد روح مطیع و عاصی است و بدن تابع او است و معلوم شد که تا روح متوجه خدا نشود مطیع نیست و تا پشت کننده و روگردان از خدا نشود عاصی نیست و معلوم است که توجه به خدا منجر به عمل به شرایع و اعراض از خدا باعث دوری از شرایع و روی برگرداندن روح اعمال شد چنانچه روح روح این جسد است و این جسد بدون روح زنده نیست و میت و متعفن است عمل بدون روح نیز زنده نخواهد بود چنانکه جسد بی روح را اثر نیست عمل بی روح را هم اثر نیست پس عمل زنده صاحب اثر است و عمل مرده و روح بی تن بکار نمی آید و عامل عمل نخواهد بود چنانکه اشخاصی که بدنیا نیامده اند ایمان و کفری ندارند و عمل هم ندارند و مستحق ثواب و عقاب نمی باشد .
پس روح بی تن بکار نمی آید و همچنین تن بی روح هم بکار نمی خورد مرده است و ثمری ندارد و آنکه گمان کرده است که اعمال خاصیتی ندارد اگر اعمال بی ایمان و بی اخلاص را که بی روح است راگفته است و هیچکس این حرف را نزده و مسلمین هرگز همچین دینی نداشته و ندارند و اگر اعمال با روح را می گوید و به معنی کفر و خطا و تکذیب انبیاء و رسل است که این ثوابها را برای اعمال بیان کرده اند .
نهایتا" امتهای گذشته شعور چندانی نداشتند تا ذکر ثواب اخروی برای آنها گفته شود یا هیچی گفته نشده یا کم و مجمل گفته شده و امتهای آخر چون شعور و روحانیت داشتند ثوابها و منفعتهای اخروی که در آن اعمال است برای آنها ذکر و بیان شده است و بیان بعضی از شواهد مدعا در اینجا بجا می باشد :
شاهد اول : آیه 16 از باب پنجم از توریة مثنی به این نحو رقم یافته است :
پدر و مادر خود رامحترم دار چنانکه خداوند خدایت تو را امر فرموده تا اینکه روزهایت
طویل شده در زمینی که خداوند خدایت به تو می دهد تو را نیکو باشد انتهی .
بدانکه این مضمون و یا نزدیک به این در عهد عتیق و جدید مکرر آمده است از آنجمله در آیه 40 از باب چهارم[vi] و آیه 16 از باب بیست و هفتم از توریة مثنی [vii] و آیه 12 از باب بیستم از سفر خروج[viii] و آیه 3 از باب نوزدهم از سفر لاویان[ix] و آیه 2 و 3 از باب ششم از رساله پولس بافیسیان[x] و غیر ذلک و تو می بینی که ثمره احترام پدر و مادر را طول عمر قرار داده است .
شاهد دوم : آیهء 18 از باب ششم از تورات مثنی نیز به این نحو نوشته شده است :
و آنچه که در نظر خداوند راست و نیکوست معمول دار تا با خوشی باشد و به زمین خوبی که خداوند با پدرانت سوگند یاد نموده بود داخل شده به تصرف آوری ٭ تا که تمامی دشمنانت را از حضورت اخراج نماید چنانکه خداوند فرموده بود .
شاهد سوم آیه 12 از باب هفتم نیز از تورات مثنی به این نحو نوشته شده است :
پس واقع می شود اگر این احکام را استماع نموده و مرعی داشته به جا آورید که خداوند خدای تو برای تو این عهد و رحمتی که با پدرانت سوگند یاد نموده نگاه خواهد داشت ٭ و تو را دوست داشته برکت خواهد داد و زیاده خواهد نمود و هم ثمرهء رحم و ثمرهء زمین تو را یعنی غله و شراب تو و روغن زیت و نتایج گاوها و گله های گوسفندان تو در زمینی که به پدران تو سوگند یاد نموده بود که به تو بدهد برکت خواهد بخشید ٭ از همه اقوام زیاده مبارک خواهی شد در میان شما و هم در میان بهایم شما نه عاقر ( نر بدون نطفه ) و نه عاقره ( ماده نازا ) خواهد بود ٭ و خداوند از تو هر نوع امراض را دور خواهد کرد و از تمامی امراض هولناک مصر که میدانی هیچ یک را بر تو نازل نخواهد کرد بلکه بر تمامی دشمنان شما آنها را عارض خواهد گردانید .
و از این قبیل بسیار است و اینها ثمرهء اعمال نیک است که ذکر شده است و چون یهود جسمانی بودند ذکر آخرت برای آنها نشده و وعده جنت و وعید جهنم برای آنها نشد و حرفهای اخروی برای ایشان ذکر نشد حتی در یک موضع از این اسفار خمسه[xi] تورات نیز وعده آخرت نشده است چون نمی فهمیدند و برای مسیحیین در عهد جدید چند کلمه کوتاه از آخرت ذکر شده [xii] زیرا فهم ایشان اندکی روحانی شده و غالب وعد و وعید قرآن ذکر و بیان آخرت است به این دلیل که مردم فهم روحانی پیدا کرده بودند و ملکوت آسمان به ایشان نزدیکتر شده بود و آثار ملکوت برای آنها بسیار ذکر شده [xiii] بر خلاق امتهای پیشین که ایشان از اهل طبیعت بودند و قابلیت فهم ملکوت را نداشتند .
شاهد چهارم : از آیه 14 از باب 27 از تورات مثنی به این نحو آشکار و بیان گشته است :
و لاویان[xiv] متکلم شده به تمامی مردمان اسرائیل به آواز بلند بگویند ٭ که لعنت بر کسیکه صورت تراشیده و یا ریخته شده از صنعت استادان که مکروه خداوند است ساخته آنها را در مکانی پنهان بگذار و تمامی قوم در جواب بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه پدر و مادر خود را خوار داشته باشد و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه نشان سر حد همسایه خود را حرکت دهد و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه نابینا را گمراه نماید و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه در حکم نمودن غریبان و یتیمان و بیوه زنان حیف نماید و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه با زن پدر خود بخوابد چونکه دامن پدر خود را کشف نموده است و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه با هر قسم چهارپایی نزدیکی نماید و تمامی قوم بگوین آمین ٭ لعنت بر کسیکه با خواهر خود چه دختر پدر و چه دختر مادرش بخوابد و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه با مادر زن خود بخوابد و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه همسایه خود را به پنهانی بزند و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه به ریختن خون بی گناهی رشوه بگیرد و تمامی قوم بگویند آمین ٭ لعنت بر کسیکه این کلمات شریف را برای به جا آوردنش اثبات ننماید و تمامی قوم بگویند آمین .
پس تمامی این لعنتها از نتایج و ثمره اعمال است که بر شخص وارد می شود طبق آیه اخیر لعنت بر کسیکه ثمره و نتایج اعمال را انکار نماید و تمامی قوم بگویند آمین .
شاهد پنجم : در باب 28 از تورات مزبوره به این نحو نوشته شده اگرچه این شاهد طولانی است و در حقیقت 68 شاهد است لیکن چون طبق مذاق اهل این زمان نیز هست تماما" نقل می شود و از مطالعه کنندگان معذرت می خواهم :
اگر به قول خداوند خدایت به دقت گوش داده به عمل نمودن تمامی اوامر او که امروز به تو امر می فرمایم متوجه شوی که خداوند خدایت تو را بر تمامی قبایل زمین رفیع خواهد گردانید ٭ و تمامی این برکتها به تو رو نموده به تو خواهد رسید مشروط بر آنکه قول خداوند خدایت را بشنوی٭ در شهر و در صحرا متبرک خواهی شد ٭ میوهء جسم تو و میوهء زمین تو و میوهء بهایم تو بچه گاو و گله های گوسفند تو متبرک شوند ٭ زنبیل و طبق تو متبرک خواهد شد ٭ وقت درآمدنت متبرک و وقت بیرون رفتنت متبرک خواهی شد ٭ خداوند دشمنانیکه بر تو مقاومت می نماید در حضور تو مغلوب خواهد ساخت از یک راه بر تو برآیند و از هفت راه از پیش تو بگریزند ٭ خداوند در انبارهای تو و به هر چیزی که دستت را دراز می نمایی از برای تو برکت ماءمور خواهد داشت بلکه در زمینی که خداوند خدایت به تو می دهد تو را متبرک خواهد ساخت ٭ خداوند تو را از برای خود به نهجی که به تو سوگند یاد نموده است قوم مقدس نصیب خواهد نمود اگر اوامر خداوند خدای را مرعی داشته در راههایش رفتار نمایی ٭ و تمامی اقوام زمین خواهند دید که اسم خداوند بر تو خوانده شده است و از تو خواهند ترسید ٭ و خداوند تو را در نیکوئیها در میوهء جسم تو و در میوهء بهایم تو و در محصول زمین تو در زمینی که خداوند بابای تو سوگند یاد نموده بود که به تو بدهد خواهد افزود ٭ خداوند برای تو مخزنهای نیک خود یعنی آسمان را خواهد گشاد تا به زمین تو باران در وقتش بباراند و تمامی اعمال دستت را متبرک سازد که تو به طوایف بسیاری قرض خواهی داد و تو قرض نخواهی گرفت ٭ و خداوند تو را سر خواهد گردانید نه دنباله و فقط بلند خواهی بود و پست نخواهی شد مشروط بر اینکه اوامر خداوند خدایت را که امروز به تو می فرمایم استماع نموده به عمل نمودن آن متوجه شوی ٭ و از تمامی کلماتیکه امروز تو را امر می فرمایم به قصد پیروی خدایان غیر و عبادت نمودن آنها به راست و چپ انحراف نورزی ٭ اما اگر به قول خداوند خدایت گوش ندهی و به عمل نمودن تمامی اوامر و قوانینش که امروز تو را امر می فرمایم متوجه نشوی پس تمامی لعنتها به تو رو نموده خواهند رسید ٭ در شهر ملعون و در صحرا ملعون خواهی بود ٭ زنبیل و طبق تو ملعون باشد ٭ میوهء جسم تو و میوهء زمین تو و بچه های گاو و گله های گوسفند تو ملعون باشند ٭ وقت درآمدنت ملعون و وقت بیرون رفتنت ملعونی ٭ بر هر کاریکه به عمل آوردنش دست خود را دراز می نمایی خداوند لعن و محنت و عتاب را بر تو خواهد فرستاد تا آنکه به زودی هلاک و معدوم شوی به سبب شرارت اعمال تو که به آنها مرا ترک کردی ٭ خداوند به تو طاعون را ملحق خواهد ساخت تا تو را از زمینی که جهت تصرف آوردنش به آن داخل می شوی به کل نابود گرداند ٭ خداوند تو را به سل و تب محرقه و تب لرزه و خناق و به شمشیر و باد مسموم و یرقان خواهد زد که اینها تو را تا هلاک شدنت تعاقب خواهند نمود ٭ و آسمانی که بالای سر تو است از برنج و زمینی که در زیر تو است از آهن خواهند گردید ٭ و خداوند باران زینت را به گرد و غبار مبدل خواهد کرد بل که از آسمان بر تو نازل خواهد گردید تا به معدوم شدنت ٭ و خداوند تو را در حضور دشمنانت مغلوب خواهد ساخت از یک راه بر ایشان خروج خواهی نمود و از هفت راه از حضور ایشان فرار خواهی کرد و تو در همه ممالک زمین زحمت کش خواهی شد ٭ و نعش تو خوراک کل پرندگان هوا و سباع زمین خواهد گردید که آنها را هیچکس نخواهد راند٭ و خداوند تو را به دمل مصر و بواسیر و جرب و خارشی که از آن شفا نتوانی یافت مبتلا خواهد ساخت ٭ و خداوند تو را به دیوانگی و نابینایی و آشفتگی دل مبتلا خواهد کرد و به وقت ظهر مثل نابینایی که در تاریکی لمس نماید لمس خواهی کرد و در راهت کامیاب نخواهی شد و فقط در تمامی ایام مظلوم و غارت زده شده از برایت رهاننده نخواهد بود ٭ زنی را نامزد خواهی کرد و دیگری با او خواهد خوابید و خانه را بنا خواهی کرد و در آن ساکن نخواهی شد و تاکستانی را غرس خواهی کرد و از آن نخواهی چید ٭ گاو تو در نظرت کشته می شود و از آن نخواهی خورد و حمار تو در حضورت غارت می شود و باز آورده نخواهد شد گوسفند تو به دشمنانت داده می شود و از برایت رهاننده نخواهد بود٭ پسران و دختران تو به قوم دیگر تسلیم شده چشمهای تو خواهند دید و تمامی روز جهت ایشان حسرت کشیده در دست قوت نخواهد ماند ٭ میوۀ زمین تو را به هر چه مشقت کشیدی قومی که نمیدانی خواهند خورد در تمامی روز مظلوم فقط و مقهور خواهی شد ٭از چیزهایی که چشمت می بیند دیوانه خواهی شد٭ خداوند تو را بر زانوها و ساقها از کف پا تا فرق سرت بدمل بدی که علاج پذیر نیست خواهد زد ٭ خداوند تو را و ملکی را که بر خود نصب می نمایی به طایفۀ که نه تو و نه آبای تو دانستید خواهد رسانید و در آنجا خدایان غیر را از چوب و سنگ عبادت خواهی کرد ٭ و در میان تمامی اقوامیکه خداوند تو را به آنجا می رساند سبب عبرت و ضرب المثل و ریشخند خواهی شد ٭ تخم بسیار به مزرعه بیرون خواهی برد و اندک بر خواهی چید چونکه آن را ملخ خواهد خورد ٭ تاکستانی را غرس کرده تربیت خواهی داد اما شراب نخواهی خورد و انگور نخواهی چید زیرا که کرم آنرا خواهی خورد ٭ تو را در تمامی حدودت درخت زیتون خواهد بود و روغن بر خود نخواهی مالید زیرا که دانهایش ریخته خواهد شد ٭ پسران و دختران را تولید می نمایی و تو را نخواهند بود زیرا که با سیری خواهند رفت٭ تمامی درختانت و میوۀ زمینت را ملخ خواهد خورد٭ غریبی که در میان شماست از تو به اوج بلندی خواهد برآمد و تو به حضیض پستی خواهی افتاد٭ او به تو قرض خواهد داد و وی را تو قرض نخواهی داد و او به منزلۀ سر خواهد بود و تو به منزلۀ دنباله٭ و تمامی این لعنتها به تو رو نموده و تعاقب نموده به تو خواهد رسید تا هلاک شدنت زیرا که به قول خداوند خدایت گوش ندادی تا آنکه اوامر و قوانینی که تو را امر فرموده بود مرعی داری٭ برای تو و برای اولاد تو ابدا" به جای آیت و معجزه خواهد بود ٭ به سزای اینکه در خدمت خداوند خدایت با شادمانی و خوش دلی به سبب کثرت این چیزها اطاعت نکردی ٭ لهذا دشمنان خود را که خداوند بر تو می فرستد در گرسنگی و تشنگی و برهنگی و احتیاج کلی خدمت خواهی کرد و طوق آهنین گردنت خواهند گذاشت تا تو را هلاک سازد ٭ و خداوند از دور از کنار زمین قومی را چون عقاب تیز پرواز بر تو حمله ور خواهد گردانید قومیکه زبان ایشان را نخواهی فهمید ٭ قوم ترش روی که آبروی پیران را نگاه ندارند و بر جوانان رحم نکند ٭ و نتایج بهایم و میوۀ زمین تو را خواهند خورد تا هلاک شدنت و از برای غله و شیره و روغن زیت و بچه گان گاو و گله های گوسفندت را باقی نخواهند گذاشت تا تو را هلاک نموده باشند ٭ و تو را در تمامی دروازه هایت محاصره خواهند کرد تا آنکه دیوارهای بلند و محصونی که بر آنها مطمئنی در تمامی مملکت تو سرنگون شوند بلکه در تمامی دروازه هایت در همگی زمینی که خداوند خدایت به تو می دهد تو را محاصره خواهند کرد ٭ و میوۀ بدنت یعنی گوشت پسران و دختران خود را که خداوند خدایت به تو می دهد به سبب محاصره و تنکائی که دشمنانت تو را می رسانند خواهی خورد ٭ در میان شما مردیکه متلذذ و بسیار متنعم است چشمش بر برادر خود و زن هم آغوش خود و بر فرزندانش که باقی مانده اند بد نگاه خواهد کرد ٭ به حدی که به هر یک از ایشان از گوشت فرزندان خود که می خورد نخواهد داد زیرا که به سبب محاصره و تنگائی که دشمن تو را در تمامی دروازه هایت می رساند چیزی از برایش باقی نخواهد ماند ٭ و در میان شما زنی که متلذذه و متنعمه باشد به حدیکه به سبب تنعم و تلذذ کف پای خود را بر زمین یارا نداشت که بگذارد او نیز چشمش بر شوهر هم آغوش خود و بر پسران و دختران خود بد نگاه خواهد کرد ٭همچنین به مشیمۀ که از میان پایهای خود بیرون می آورد و بر اولادیکه میزاید زیراکه آنها را به سبب احتیاج کلی و به علت محاصره و تنگنایی که دشمنت تو را در اندرون دروازه هایت می رساند بینائی خواهد خورد٭ اگر به عمل نمودن تمامی کلمات این شریعت که در این کتاب مرقوم است متوجه نشوی تا آنکه از اسم ذوالجلال و مهیب بترسی یعنی از خداوند خدایت ٭ آنگاه خداوند صدمهای تو و صدمه های اولاد تو را عجیب خواهد گردانید یعنی صدمه های عظیم و مزمن و امراض رذیه و مزمن ٭ بلکه تمامی امراض مصر را که از آنها می ترسیدی بر تو مستولی خواهد گردانید و به تو ملصّق خواهند بود ٭ و همچنین تمامی امراض و همگی صدمه هائیکه در این کتاب تورات مکتوب نیستند آنها را خداوند بر تو مستولی خواهد گردانید تا هلاک شدنت ٭ و چون ستارگان آسمان کثیر بودید بر عکس قلیل العدد خواهید ماند به سبب آنکه به قول خداوند خدای خود گوش ندادی ٭ و واقع می شود چنانکه خداوند از شما خشنود بوده شما را نیکوئی کرده بسیار گردانید همچنین خداوند از معدوم و نابود کردن شما خشنود خواهد بود و از زمینی که جهت تصرف آوردنش به آن می روی مستأصل خواهید شد ٭ و خداوند تو را در میان همگی قبایل از کران تا بیکران زمین پراکنده خواهد ساخت و در آنجا خدایان غیریکه نه تو و نه آبای تو می دانستند از چوب و سنگ عبادت خواهید کرد ٭ و در میان از طوایف استراحت نخواهی یافت و برای کف پایت آرامی نخواهد بود و در آنجا خداوند تو را دل لرزان و چشمان خیره و جان در الم خواهد داد ٭ و حیاتت روبروی تو آویزان خواهد بود که روز و شب خوفناک خواهی بود و به زندگیت اطمینان نخواهی داشت در صبحدم خواهی گفت ای کاش شام می بود و در شام خواهی گفت ای کاش صبح بود از ترس دلت که به آن گرفتاری و از چیزهائیکه چشمت به نظر می آورد ٭ وخداوند تو را در کشتیها به راهی که به تو گفته بودم که آن را بار دیگری نخواهی دید به مصر باز خواهد رسانید و در آنجا به دشمنان خود جهت غلامی و کنیزی فروخته خواهید شد و خریداری نخواهد بود.
و همه آنچه به امتهای گذشته از رحمت و عذاب رسید از قبیل بهشت و جهنم نیست چونکه آسمانی نبوده اند و فهم آسمانی نداشته اند مگر امت جناب مسیح که همه رایحۀ آسمانی را شنیده بودند مقدار کمی یعنی چند کلمه به ایشان وعدۀ آخرت داده شد و آنها را انشاء الله در موضع مناسب ذکر خواهیم نمود.
خلاصۀ کلام: شواهد ذکر شده نشان می دهد که نمی توان ثمرۀ اعمال را نفی کرد و شواهد این ادعا بسیار زیاد است لیکن به همین مقدار اکتفا و اختصار شد و قسیس نمی تواند مدعی نسخ آن شود (بگوید مسیحیت احکام تورات را از بین برده است) زیرا که خود قسیس در میزان الحق منکر نسخ است و جناب مسیح نیز بنابر روایت متی در باب پنجم از انجیل خود چنین می فرماید:
گمان مبرید که آمده ام تورات یا صحف انبیاء را باطل سازم از بهر ابطال نیامده ام بلکه به جهت تکمیل آمده ام ٭ که هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزۀ یا نقطۀ از تورات هرگز زایل نگردد تا همه واقع نشود ٭ پس هر که یکی از این احکام کوچکتر را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود اما هرگاه به عمل آورد و تعلیم نماید او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد ٭ که به شما می گویم تا عدالت شما بر عدالت کاتبان و فریسیان افزون نشود به ملکوت آسمان هرگز داخل نشوید٭
اگر اعمال ثمرات و نتایج ندارد پس چرا جناب عیسی؏ بر کاتبان و فریسیان به خاطر ترک اعمال این قدر تشدید می نماید چنانچه در باب 23 از انجیل متی و باب 11 از انجیل لوقا که نقل آن دو باب در اینجا موجب طولانی شدن کلام می شود آمده است[xv]
پس ثابت شد که انکار ثمرات و نتایج اعمال مستلزم انکار تورات و انجیل و جمیع شرایع است! اگر قسیس می گوید که اعمال بی روح فایده ندارد شبهه ای در آن نیست کسی ادعا نکرد و نگفت که فائده دارد قرآن و اخبار مسلمین از این مطلب که اعمال بی قصد و قربت و اخلاص ثمر ندارد فراوان است! و اگر اعمال با روح را می گوید که فایده ندارد انکار تورات و انجیل را کرده است و به حکم اینها کافر شده است.
پس چرا گریۀ حضرت آدم و طواف او سبب رضای خدا نبود مگر حضرت آدم از روی بی شعوری می گریست و طواف می کرد و نیت در اعمال نداشت و به جهت تقرب به خدا این کار را نمی کرد و البته نیت داشت و احوالات جسمی او تابع احوالات روحانی او بود و تا دلش بر حال خود نمی سوخت، آتش خوف خدا در کانون سینه اش مشتعل نشده بود و نیران محبتش زبانه نمی کشید که این حرکات از او صادر می گردید؟ پس گریه و زاری و طواف و غیره همه ثمر دارد و سبب خشنودی خدا خواهد بود.
طبق صریح کتب انبیاء این اعمال ثمر دارد و شک و شبهه ای در این نیست و مسلمین که از ثواب و عقاب اعمال روایت می کنند و اعمال را وسیله نجات خود قرار داده اند می خواهند که قصد قربت و خلوص در اعمال آنها باشد و آن اعمال از جهت توجه قلبی ناشی می شود نه نفس عمل از حیثیتی که عمل است زیرا که مسلمین عمل بی نیت را باطل می دانند و نیت بی قربت و قربت بی خلوص را نیز باطل می دانند می گویند وضو و غسل ثواب دارد نه از جهت آنکه آب را بر دست و پا می ریزد بلکه از آن جهت است که مکلف قصد امتثال امر خدا را دارد و مثلا" اگر بدون قصد امتثال ده سال هم در میان آب بماند ثوابی برای او نیست! جمیع اعمال ظاهریه در نزد مسلمین از همین قبیل است.
و این قسیس گویا چنین فهمیده است که مسلمین نفس اعمال را میانجی می دانند و از این جهت مسلمین و بت پرستان را در خصوص اعتقاد نجات به اعمال به یک سیاق فهمیده است و بدیهی است که آنها عمل را از روی محبت به خدا نمی کنند اعمال ایشان میت و نجس است و موجب دوری ایشان از خدا خواهد بود زیرا که قصد قربت ندارند و اگر بر فرض قصد قربت داشته باشند قصد قربت با شرک جمع نمی شود.
پس معلوم و محقق گردید که حضرت آدم به واسطۀ گریه و زاری و طواف که ناشی از ندامت او بود و از رجوع باطن او به سوی خدا و اعراض او از طبع و شهوات و غیر خدا نجات یافت و مورد رضایت خدا شد و اگر کسی گوید لعل منظور و مراد قسیس این باشد که این مرحله از برای او ثابت نشده است.
در جواب می گوییم که قبل از اقرار به نبوت حضرت خاتم النبیین هیچکدام از معالم اسلام برای او ثابت نشده است زیرا که شرع تابع نبی است بعد از اینکه نبوت نبی ثابت شد کلیات و جزئیات شرع او نیز ثابت می شود پس باید قسیس در نبوت حرف بزند نه در جزئیات شرع تا اینکه ما به حول و قوۀ الهی نبوت حضرت خاتم الانبیاءۖ را از کتابهای او ثابت کنیم.
و قول او که به وسیلۀ ایمان به میانجی موعود که بنابر سایر آیات باهرات انجیل یسوع مسیح است توبۀ آدم مقبول الخ[xvi]
این نیز غلط است زیرا که در هیچ آیه از آیات تورات اسم و صفات خاصۀ جناب مسیح ذکر نگردیده است آیاتیکه قسیس به آنها استشهاد می نماید بعضی از آنها ابدا" ربطی به مسیح ندارد بلکه معنی دیگر دارند و برخی دیگر از آنها لفظا" و معنا" راجع به حضرت خاتم الانبیاءۖ هستند .
[i][i] و راه زندگی صفحه 18
[ii] سفر خروج باب بیستم تورات احکام عشره را از جانب خدا چنین بیان می کند:
2 من هستم یهو خدای تو که تو را از زمین مصر و ازخانه غلامی بیرون آوردم 3 تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد 4 در صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است و از آنچه پایین در زمین است و از آنچه در آب زیر زمین است برای خود مساز 5 نزد آنها سجده مکن ... 7 نام یهوه خدای خود را به باطل مبر زیرا خداوند کسی را که اسم او را به باطل برد بی گناه نخواهد گذاشت 8 روز سبت را یاد کن تا آنرا تقدیس نمایی 9 شش روز مشغول باش و همه کارهای خود را بجا آور 10 اما روز هفتمین سبت یهوه خدای تو است در آن هیچ کار مکن تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و بهیمه ات و مهمان تو که درون دروازه های تو باشد 11 زیرا که در شش روز خداوند آسمان و زمین و دریا و انچه را که در آنهاست بساخت و در روز هفتم آرام فرمود از این سبب خداوند روز هفتم را مبارک خوانده آنرا تقدیس نمود 12 پدر و مادر خود را احترام نما تا روزهای تو در زمینی که یهوه خدایت به تو می بخشد دراز شود 13 قتل منما 14 زنا مکن 15 دزدی مکن 16 بر همسایه خود شهادت دروغ مده 17 به خانه همسایه خود طمع مورز .
[iii] ترجمه : اگر نیکی کردید برای خود بوده و اگر بدی انجام دادید نتیجه اش را خواهید دید ؛ سوره بنی اسرائیل 17 : 7 .
[iv] ترجمه : ( با دادگری زمین و آسمان پابرجاست ) خداوند به سوی دادگری و نیکوکاری می خواند : سوره نحل 16 : 92 .
[v] طاعون taun مرضی است عفونی و همه گیر که میکروب آن در سال 1894 میلادی به وسیله یرس کشف شد و به نام باسیل یرس معروف گردید . طاعون به اقسام ریوی و خیارک و سیاه تقسیم می شود و با اخلاط و آب دهن مریض به دیگران منتقل می شود و موش صحرایی در انتقال این مرض بسیار موثر است . این مرض در حدود پنج روز نهفته سپس ناراحتی عمومی و حالت تهوع و لرز و سردرد شدید و تورم یکی از غده های لنفاوی ظاهر می گردد . فرهنگ فارسی جلد دوم کلمه طاعون
[vi] فرایض و اوامر او را که من امروز به تو امر می فرمایم نگاهدار تا تو را و بعد از تو فرزندان تو را نیکو باشد تا روزهای خود را در زمینی که یهوه خدایت داده است تا بابد طویل نمایی .
[vii] ملعون باد کسیکه با پدر و مادر خود به خفت رفتار نماید .
[viii] پدر و مادر خود را احترام نما تا روزهای تو در زمینی که یهوه خدایت به تو بخشد دراز شود .
[ix] هر یک از شما مادر و پدر خود را احترام نماید .
[x] پدر و مادر خود را احترام نما که این حکم اول به وعده است تا تو را عافیت باشد و عمر دراز بر زمین کنی .
[xi] 1 – پیدایش 2 – خروج 3 – لاویان 4 – اعداد 5 – تثنیه
[xii] انجیل متی بابهای 5 ، 11 ، 23 – لوقا باب 11
[xiii] قرآن مجید در 851 آیه قیامت و اجر اخروی را بیان می کند و روایات وارده از پیغمبر اسلام و ائمه اطهار برای هر عمل نیک یا بد گذشته از اثر دنیوی پاداش اخروی نیز بیان کرده است بلکه اثر مادی در مقابل آثار معنوی بسیار اندک و ناچیز است .
[xiv] کاهنان اسرائیلی بودند از اولاد لاوی فرزند یعقوب .
[xv] در این دو باب حضرت عیسی(ع) فریسیان و کاتبان را سرزنش می کند که شما در کنیسه صدر نشین هستید و کارهای هیکل را به عهده گرفته اید و خودتان را رهبر و پیشوای مردم می دانید اما به وظایف خود عمل نمی کنید بدانید که به عذاب دردناک گرفتار خواهید شد.
[xvi] رساله پولس برومیان باب 5 : 12-21 ، رسالۀ فرنتیان 1 باب 15 : 20